تبليغاتX
مقالات کلیدی - كوبوآبه

مقالات کلیدی

كوبوآبه

كوبوآبه جزو معدود نويسندگانى است كه حيرت اديبان اروپايى و آمريكايى را برانگيخته آنقدر كه در هيچ كلاس نويسندگى خلاقى نيست كه نامى از آبه برده نشود . توبياس وولف نويسنده صاحب سبك آمريكايى مى گويد: «همه تصور من از ادبيات ژاپن درخت هاى مينياتورى گيشاهاى كيمونوپوش و هايكو بود . اما قلم آبه دريچه اى است به دنياى جديد و باورنكردنى اما در «زن در ريگ روان» آنچنان خواننده را به حيرت وا مى دارد كه هزار و يك شب . » آبه و همسنگان ژاپنى اش ادبيات ژاپن را چنان متحول كرده اند كه حالا ادبيات خاور دور را با او و نويسندگانى همچون او مى شناسند.بسيارى از اسطوره هاى مغرب زمين و داستان هايى كه ريشه در سنت ادبى غرب و اساطير يونان و رم دارند بعدها به شرق راه يافت . عوامل اين انتقال فرهنگى به خصوص در ادبيات خاور دور نويسنده ها و مترجمان هستند كه با ترجمه به آن زبان ها افق تازه اى را در مقابل ديدگان ادبيات مبتنى بر اشراق خاور دور مى گشايد . اين تبادل در عرصه رمان و سينما به خصوص فيلمنامه نويسى جايگاه نسبتاً والايى دارد . در اين ميان در تبادلى گسترده تر عالم ناشناخته ادبيات خاور دور هم از طريق هايكوهاى ژاپنى و چينى به زبان هاى عمده اروپايى بر روند شعر غرب و به خصوص شعر تصويرگرا و ايماژيست هاى قرن بيستم تأثير زيادى مى گذارد . بزرگان ادبيات ژاپن در عرصه داستان كوتاه و رمان زياد نيستند اما همين گزيده ها هم درخشش بى نظيرى داشته اند . ياسونارى كاواباتا، يوكيومى شيما، كوبوآبه و كنزوبورو اوئه از جمله اين ستارگان هستند كه در دوره اى نام و آوازه ادبيات ژاپن را در عرصه اى كه براى آنها عرصه اى وارداتى محسوب مى شود از فراسوى مرزها مى گذرانند . همه اين نويسندگانى كه نام آن ها رفت در زبان فارسى به همت مترجمان زبده و خوش فكر، آثارشان به فارسى برگردانده شده است و خواننده ادبيات فارسى با قلم آنها آشناست . تازه ترين طبع آرايى در اين باب به همت مهدى غبرايى عرضه شده است كه اين بار سراغ كوبوآبه رفته است . كوبوآبه سال ۱۹۲۴ در توكيو به دنيا آمد اما به همراه پدرش به منچورى رفت . پدرش پزشك بود و كوبو جوان به رياضيات و حشره شناسى علاقه نشان مى داد اما به تبعيت از پدرش به دانشكده پزشكى رفت و سال ۱۹۴۸ از دانشگاه توكيو در رشته پزشكى فارغ التحصيل شد اما هرگز علاقه اى به آن نشان نداد ، آبه مى گويد: هيچ وقت طبابت مرا راضى نكرد. شايد علاقه مندى او به ادبيات و اساطير يونان بود كه او را به ورطه ادبيات كشاند و در اين ميان آثار مبتنى بر روانشناسى نويسندگانى مثل ادگار آلن پو، داستايفسكى و كافكا هم بى تأثير نبودند . نخستين كتاب او در سال ۱۹۴۸ همزمان با فراغت از تحصيل به چاپ رسيد ؛ علامت جاده در انتهاى خيابان نويدبخش چهره اى درخشان در ادبيات ژاپن بود . اما مهمترين گام را بارمان جنايت آقاى س. كاروما در سال ۱۹۵۱ برداشت و جايزه مهم و تعيين كننده اوكلتاگاوا ، او را به جامعه ادبى ژاپن معرفى كرد . آبه تا سال ۱۹۶۰ اثر چشمگيرى منتشر نكرد ، گه گاه به صورت پراكنده داستان هايى مى نوشت . اما زن در ريگ روان نقطه اوجى بود در دنياى داستان نويسى آبه سال ۱۹۶۰ اين كتاب جايزه يوميورى را دريافت كرد و تا امروز به بيش از ۱۸ زبان ترجمه شده است


+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 9:39 قبل از ظهر  توسط اکبر همتی  |