فده ريكو فلينى
فده ريكو فلينى كه 12 سال پيش در سن ۷۳ سالگى درگذشت و از شاخص ترين اعضاى تشكيل دهند سينماى نئورئاليسم ايتاليا محسوب مى شد، در دوران اوجش شناخته شده ترين و تأثيرگذارترين سينماگر اين كشور و به روايتى كل اروپا بود. شايد او در دهه ۱۹۸۰ و اوايل دهه ۱۹۹۰ نتوانسته باشد شكوه دوران اوجش (دهه هاى ۱۹۵۰ تا هزارو نهصد هفتاد را تكرار كند و به واقع نيز تمامى فيلمهاى تاريخى و به يادماندنى او كه جزئى از تاريخ سينما شده اند و «رم ، «زندگى شيرين» و «ساتيريكون» را در بر مى گيرد در همان عصر نخست ساخته شدند و در آن زمان بود كه او به تركيب نادر توفيق هنرى در كنار موفقيت تجارى دست يافت. اين هم درست است كه وى در سالهاى آخر عمرش بيشتر به رثاى خود و تكرار ايده هاى گذشته اش مشغول بود و در چند سال واپسين اصلاً كار نمى كرد و پس از «آواى ماه» كار ديگرى را عرضه نكرده و فقط شاهد توفيق مسكوت اين فيلم بود، اما فلينى در سالهاى اوجش تصاوير و ايده ها و سينمايى را عرضه كرد كه فقط با واژه «فلينى وار» قابل توصيف است و مانند معدودى از فيلمسازان تاريخ سبك و نگرشى به نام خود را پايه گذارى كرد. آدم هاى غلو شده دنياى او را به دقت نمى شد توصيف كرد چهره ها، كميك نشان مى دادند، اما در عين حال تلخ بودند و محيط، جايى ناشناخته و گاه در ناكجا آباد بود و ديالوگها ريشه در مسائلى غير قابل لمس داشتند. شهر فلينى مكانى بود پر از آدمهاى غلو شده و يا بيش از حد چاق و يا فراتر از باور لاغر و انسانهايى كه گاه فقط به درد سيرك و بالماسكه مى خوردند. او حتى ابايى نداشت كه به جاى دكور صحنه حقيقى، از نايلون به جاى آب دربرگيرنده يك كشتى استفاده كند و در داخل يك استوديوى كوچك دريايى كاملاً مصنوعى را جلوه گر شود و نشانه هاى تصنعى را مخصوصاً فراروى بيننده ها بگذارد. (اشاره به «كازانووا» كه در سال ۱۹۷۶ اكران شد). براى ديدن، نه براى فهميدن! هرگاه از او مى پرسيدند معناى «ساتيريكون» و «رم» چيست و اين آدمهاى باد كرده بى هويت چه مى كنند، فقط مى گفت: «فيلمهاى من براى فهميدن نيستند و فقط براى ديدن اند شكى نيست كه فلينى به مسائل انسانى به شدت علاقه داشت و به خواست ديگران بها مى داد، اما تقريباً تمام كارهايش مهر و امضاى شخصى او را بر خود داشتند و از جست و جوى وى براى يافتن اهداف خود او نشأت مى گرفتند. آنچه از فيلمهاى او به جاى مانده، مردانى هستند كه هم به زنان احترام مى گذارند و هم از آنها مى ترسند و دور و بر آنها تا دلتان بخواهد، چيزهاى نمايشى عجيب ديده مى شود. وسايل مسخره و يا چشمگير، نمادهاى سيرك و نمايشهاى ووده ويل و همه اينها ريشه در كودكى او و ايام رشد او در ريمينى شهرى واقع بر كرانه درياى ادرياتيك ايتاليا داشت. او در كشورى بزرگ شد كه در دست موسولينى بود و مخالفان توسط فاشيستها سركوب مى شدند فراتر از حقايق تلخ كارهاى او محدود به نشان دادن سختى هاى زندگى و واقعيات تلخ آن بعد از اتمام جنگ جهانى دوم و رئاليسم ناگوارى نمى شد كه در كارهاى ساير سينماگران برجسته اين سبك مانند روبرتو روسه لينى، لوچينو ويسكونتى و ويتوريو دسيكا ديده مى شد و او از اين مسائل كه البته عين حقيقت بودند، بسيار فراتر مى رفت. اين در حالى بود كه فلينى با روسه لينى كه از وى مسن تر بود و او را استاد خود مى پنداشت، همكارى نزديكى داشت و حتى مدتى دستيار او بود و روى فيلمهاى «رم، شهر بى دفاع» و «پائيزا» با وى همكارى كرده بود
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 9:37 قبل از ظهر  توسط اکبر همتی
|
