ادبيات آرژانتين
خوزه هرناندز (1868-1834) از شاعران بزرگ آرژانتين بود که اشعار رزمي مارتين فيررو را سرود براي فهم فرهنگ خصوصي مردم آرژانتين اين اثر منظوم در اهميت و اعتبار در آرژانتين باندازه و مشابه هومر در يونان است. هرناندز در ميان کاوبويهاي دورگه ميزيست و شاهد غم و شادي اين مردم بود. در حکايت گويان و بدبختان مارتين يک تن کاوبوي دورگه امين بود که محروم از حقوق مدني شد. هرناندز شرح بدبختي و وضع بد کارگران کشاورز زمان خويش را بخوبي باز گفته و شرح داده است و بيبهره کردن از حقوق قانوني و تصرف املاک و اراضي و سرزمينهاي آنها که بسختي جان ميکنند و در آتش محروميت ميسوزند و آواره شهر شدهاند. اما شاعر تا اندازهاي از جامعه و بيان افکار اجتماعي عقب ماند و بوضع دانشگاهي گرائيد و از توصيف زندگي توده مردم غافل ماند و از تشريح شهوت نزاع و درگيري ابدي براي خردمندي و عدالت عاجز گشت. منظومه مارتين داراي جنبه کتاب مقدس ملي ميگردند. لئوپولد لوگونس (1938-1874) سر سلسله تاريخ جديد دوران نويسندگي کشور آرژانتين بشمار ميرود او يکي از رهبران جنبشهاي آزاديخواهي معروف به مدرنيسم ميباشد. شاعري که از نيکاراگوئه برخاسته اما در آرژانتين نفوذ ادبي قطعي و فراوان بهم رسانيده مي'اشد لوگونس يکتن عالم يوناني بود که نفوذ قطعي بر ادبيات آرژانتين گذاشت او مخالفان قوي و مريدان پر حرارتي داشت. در ميان کسانيکه در ادبيات جديد معاصر آرژانتين انشعاب ايجاد کردند شامل: ريکاردو (1927-1886) نويسنده نوول دن سگاندو سومبرا است. اين نوول داستان پسرکي است که مرد شده و از خلال تجربيات زندگيش شرح زندگي کاوبوي هاي دو رگه آمريکاي جنوبي بچشم ميخورد. بهترين و معروفتترين شاعر بنوس آگرس نيز يک نوول جذاب شهري بشيوة رزمي نوشت او نفوذ عميقي در ميان نويسندگان جديد آرژانتين بجا گذاشت. ژوليو کورتازار را ميتوان نام برد که از بزرگترين نويسندگان اين کشور در سال 1960 بود اولين درامنويسهاي مهم آرژانتين لافارره، (1913-1867) و روبرتو پيرو (1928-1867) بودند اما بزرگترين درامنويس اين سرزمين: فولورينسو سانچز(1909-1873) وي از مردم اوروگوئه که در بوئنوس آيرس بکار نوشتن تآتر ميپرداخت بود درامهايش درباره زندگي طبقه کارگر آرژانتيني و بوروگراسي که در دستگاههاي حکومتي اين کشور و حکمفرما بود آثار دراماتيک اين نويسنده در برخي از کشورها بر روي صحنه آورده شد. در زمينه درامنويسي کارلوس اوسوالد دراگون و عمردل کارلو هستند که البته بمرتبه و بپاي سانچوئز نميرسند. خوجه لوئيس بورجس از شاعران بنام آرژانتين است که در سال 1899 متولد گرديد از آغاز جواني شوقي فراوان بمطالعه کتاب داشت و از خواندن کتاب لذتي بسيار برده و ميبرد، زندگيش از همان نوجواني رنگي تازه ميگيرد و آن عشقورزي بمطالعه بوده است. بورگس شاعري بود که مقادير بسياري حکايت و داستان و شعر پديد آورد و در سرتاسر آرژانتين در قرن بيستم شهرت فراوان دارد. از کارهاي بهتر و معروفترش شامل آثار کلاسيک فيسيونس لپولدو ميريشل ميباشد کلام و نوشته و شعر اين شاعر از اختصاصات گوناگون و متنوعي برخوردار است از زبان داستانسرائي، زبان کيپلينگ، جسترتن ، استيونسن، زبان افسانهها، زبان دسيسه و اتفاق، صراحت حوادث هولناک، آنگاه زبان شعر سنگين، زبان جادو و معما و سرانجام زبان تفکرات حکيمانه. بورجس با قدرت ادبي خويش چندان قدرتي در زمينه شعر و شيوههاي جالب بهم رسانيده است که سبب شگفتي واعجاب خوانندگان آثارش ميشود زيرا وجود شاعر را در هر اثر وي ميتوان ديد. بورجس عشقي
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 9:11 قبل از ظهر  توسط اکبر همتی
|
