چگونه چهرهها را به ياد ميآوريم؟
مترجم: پويان صدر
آيا فلان چهره را جايي ديدهايد؟ آيا آن را بهخاطر ميآوريد؟ پس واقعاً بايد ممنون شكنج دوكي سمت راست خود باشيد! دانشمندان تكههايي از مغز را كشف كردهاند كه ميتواند تونيبلر را از جيمز باند تميز دهد، يا به شما بگويد كه خانم تاچر مدل موهايش را از مرلين مونرو تقليد كرده است يا خير.
پياراتشتاين، از موِسسهِ نورولوژي دانشگاه لندن و همكارانش، از تجهيزات پيچيده اسكن استفاده كردند تا مغز داوطلبين را در هنگام مشاهده تغيير شكل مرلين مونرو به مارگارت تاچر و تغيير شكل نخستوزير كنوني به پيرس برازنان مورد مطالعه قرار دهند.
طبق اين گزارش كه در نشريه نيچر منتشر شده است، محققان سه ناحيه از مغز را كه به هنگام بازشناختن چهره روشن ميشود، مشخص كردند. يكي از اين سه ناحيه به خصوصيات فيزيكي چهره ميپردازد، دومي آشنا بودن يا نبودن آن را تعيين ميكند و سومي اسم و ساير دانستههاي مربوط به اين چهره را به ياد ميآورد.
مطالعه اخير، اين احساس آزاردهنده را كه چهرهاي را ميشناسيد اما نميتوانيد هويت آن را بهخاطر بياوريد، توضيح ميدهد.
راتشتاين عقيده دارد:<به جاآوردن مردم مهارتي بنيادي است كه اغلب آن را مهم تلقي نميكنيم. اكثر ما اگر به كسي برخورد كنيم كه از 10 سال پيش تا حالا او را نديدهايم، او را به ياد خواهيم آورد.>
انسانها ميتوانند بيش از 10 هزار چهره را به ياد بياورند. در مطالعات، مشخص شده است كه مردم قادر هستند، 90 درصد همكلاسيهايشان را حتي پس از گذشت 35 سال از دوران مدرسه بهجا بياورند. دانشمندان با استفاده از ام.آر.آي دريافتند كه بخش هايي در مغز هنگامي كه داوطلبين در بازشناسايي چهرهها موفق بودند، فعالتر ميشود؛ اما مثلاً در مورد يك داوطلب مجارستاني كه نميتوانست جان ميجر، نخستوزير سالهاي 90 تا 97 را بهخاطر بياورد، هيچگونه فعاليتي در اين ناحيه به چشم نميخورد.
شكنج دوكي شكل سمت راست، كه درست پشت گوشها واقع شده است، هنگامي كه داوطلبين به چهرهاي تغيير يافته نگاه ميكردند و آن را با خاطرات ثبت شده مقايسه ميكردند، روشن ميشد. همچنين شكنج پس سري تحتاني، كه در قسمت خلفي مغز قرار دارد، نسبت به تغييرات كوچك در خصوصيات فيزيكي چهره حساس بود. روتشتاين، روي تغيير شكل چهرههاي آشنا كار كرد. بحث در اين بود كه چگونه مغز يك هويت را با يك چهره مشخص تغيير يافته، تطبيق ميدهد. او بر اين باور است كه، مغز ميكوشد وادارمان كند كه هويتي واحد را به هر چهره نسبت دهيم. بنابراين چهرهايي كه 60 درصد مونرو و 40 درصد تاچر است، بهعنوان نسخه قديميتر مونرو، بازشناخته ميشود؛ اين در حالي است كه 40 درصد مونرو و 60 درصد تاچر، بهعنوان چهره جذابتر تاچر شناخته ميشود.
جان درايوره از موِسسه نوروساينس يو سي ال، كه يكي از اعضاي تيم تحقيق است، ميگويد: <آسيب به هر يك از سه قسمت مغز، نقص بازشناسي را تسريع خواهد كرد. بيماران مبتلا به دمانس كه بخش مربوطه در مغز آنها آسيب ديده است، در به ياد آوردن اسامي مربوط به چهرهها دچار مشكل هستند؛ اين در حالي است كه بيماران مبتلا به صرع، كه شكنج دوكي شكل راست مغز عامل آن است، گاهي چند چهره را به يك شخص نسبت ميدهند.>
منبع:نيويورك تايمز
آيا فلان چهره را جايي ديدهايد؟ آيا آن را بهخاطر ميآوريد؟ پس واقعاً بايد ممنون شكنج دوكي سمت راست خود باشيد! دانشمندان تكههايي از مغز را كشف كردهاند كه ميتواند تونيبلر را از جيمز باند تميز دهد، يا به شما بگويد كه خانم تاچر مدل موهايش را از مرلين مونرو تقليد كرده است يا خير.
پياراتشتاين، از موِسسهِ نورولوژي دانشگاه لندن و همكارانش، از تجهيزات پيچيده اسكن استفاده كردند تا مغز داوطلبين را در هنگام مشاهده تغيير شكل مرلين مونرو به مارگارت تاچر و تغيير شكل نخستوزير كنوني به پيرس برازنان مورد مطالعه قرار دهند.
طبق اين گزارش كه در نشريه نيچر منتشر شده است، محققان سه ناحيه از مغز را كه به هنگام بازشناختن چهره روشن ميشود، مشخص كردند. يكي از اين سه ناحيه به خصوصيات فيزيكي چهره ميپردازد، دومي آشنا بودن يا نبودن آن را تعيين ميكند و سومي اسم و ساير دانستههاي مربوط به اين چهره را به ياد ميآورد.
مطالعه اخير، اين احساس آزاردهنده را كه چهرهاي را ميشناسيد اما نميتوانيد هويت آن را بهخاطر بياوريد، توضيح ميدهد.
راتشتاين عقيده دارد:<به جاآوردن مردم مهارتي بنيادي است كه اغلب آن را مهم تلقي نميكنيم. اكثر ما اگر به كسي برخورد كنيم كه از 10 سال پيش تا حالا او را نديدهايم، او را به ياد خواهيم آورد.>
انسانها ميتوانند بيش از 10 هزار چهره را به ياد بياورند. در مطالعات، مشخص شده است كه مردم قادر هستند، 90 درصد همكلاسيهايشان را حتي پس از گذشت 35 سال از دوران مدرسه بهجا بياورند. دانشمندان با استفاده از ام.آر.آي دريافتند كه بخش هايي در مغز هنگامي كه داوطلبين در بازشناسايي چهرهها موفق بودند، فعالتر ميشود؛ اما مثلاً در مورد يك داوطلب مجارستاني كه نميتوانست جان ميجر، نخستوزير سالهاي 90 تا 97 را بهخاطر بياورد، هيچگونه فعاليتي در اين ناحيه به چشم نميخورد.
شكنج دوكي شكل سمت راست، كه درست پشت گوشها واقع شده است، هنگامي كه داوطلبين به چهرهاي تغيير يافته نگاه ميكردند و آن را با خاطرات ثبت شده مقايسه ميكردند، روشن ميشد. همچنين شكنج پس سري تحتاني، كه در قسمت خلفي مغز قرار دارد، نسبت به تغييرات كوچك در خصوصيات فيزيكي چهره حساس بود. روتشتاين، روي تغيير شكل چهرههاي آشنا كار كرد. بحث در اين بود كه چگونه مغز يك هويت را با يك چهره مشخص تغيير يافته، تطبيق ميدهد. او بر اين باور است كه، مغز ميكوشد وادارمان كند كه هويتي واحد را به هر چهره نسبت دهيم. بنابراين چهرهايي كه 60 درصد مونرو و 40 درصد تاچر است، بهعنوان نسخه قديميتر مونرو، بازشناخته ميشود؛ اين در حالي است كه 40 درصد مونرو و 60 درصد تاچر، بهعنوان چهره جذابتر تاچر شناخته ميشود.
جان درايوره از موِسسه نوروساينس يو سي ال، كه يكي از اعضاي تيم تحقيق است، ميگويد: <آسيب به هر يك از سه قسمت مغز، نقص بازشناسي را تسريع خواهد كرد. بيماران مبتلا به دمانس كه بخش مربوطه در مغز آنها آسيب ديده است، در به ياد آوردن اسامي مربوط به چهرهها دچار مشكل هستند؛ اين در حالي است كه بيماران مبتلا به صرع، كه شكنج دوكي شكل راست مغز عامل آن است، گاهي چند چهره را به يك شخص نسبت ميدهند.>
منبع:نيويورك تايمز
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 8:49 قبل از ظهر  توسط اکبر همتی
|
