چه نازن ؟
|
| |
|
|
|
| |
|
|
مريم حيدر زاده ![]()
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
ريشه روشني پوسيد و فرو ريخت.
و صدا در جاده بي طرح فضا ميرفت.
از مرزي گذشته بود
در پي مرز گمشده ميگشت،
كوهش سنگين نگاهش را بريد.
صدا از خود تهي شد
و به دامن كوه آويخت:
پناهم بده، تنها مرز آشنا، پناهم بده.
و كوه از خوابي سنگين پر بود.
خوابش طرحي رها شده داشت.
صدا زمزمه بيگانگي را بوييد،
برگشت،
فضا را از خود گذر داد
و در كرانه ناديدني شب بر زمين افتاد.
كوه از خواب سنگين پر بود.
ديري گذشت،
خوابش بخار شد.
طنين گمشدهاي به رگهايش وزيد
پناهم بده، تنها مرز آشنا، پناهم بده.
سوزش تلخي به تار و پودش ريخت.
خواب خطاكارش را نفرين فرستاد
و نگاهش را روانه كرد.
انتظاري نوسان داشت.
نگاهي در راه مانده بود
و صدايي در تنهايي مي گريست.
سهراب سپهري ![]()
| شايد تا به حال شنيده و يا خوانده باشيد که چارلي چاپلين در نامه اي به دخترش در مورد پوشش او چه مي گويد. او پس از آنکه به دخترش اجازه مدهد " فقط به خاطر هنر ميتوان لخت و عريان به رو صحنه رفت " و تأکيد ميکند که اين لختي منحصرا در روي صحنه و براي ضرورت هنر باشد ، مينويسد: " . . . برهنگ بيماري عصر ما است . من پيرمردم و شايد حرفهاي خندهآور بزنم . اما به گمان من تن عريان تو بايد از آن کسي باشد که روح عريانش را دوست ميداري . بد نيست اگر انديشه تو در اين باره مال ده سال پيش باشد ، مال دوران پوشيدگي . نترس اين ده سال ترا پيرتر نخواهد کرد . به هر حال اميدوارم تو آخرين کسي باش که تبعه جزيره لختيها بشوي . . . " . اطلاع من از جنبه تاريخ کامل نيست . اطلاع تاريخ ما آنگاه کامل است که بتوانيم درباره همه ملل که قبل از اسلام بودهاند اظهار نظر کنيم . قدر مسلم اينست که قبل از اسلام در ميان بعض ملل حجاب وجود داشته است . تا آنجا که من در کتابهاي مربوطه خواندهام در ايران باستان و در ميان قوم يهود و احتمالا در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده سختتر بوده است . اما در جاهليت عرب حجاب وجود نداشته است و به وسيله اسلام درقوم عرب پيدا شده است. ويل دورانت در صفحه 30 جلد 12 " تاريخ تمدن " ( ترجمه فارس ) راجع به قوم يهود و قانون تلمود مينويسد : " اگر زن به نقض قانون يهود ميپرداخت چنانکه مثلا بي آنکه چيزي بر سر داشت به ميان مردم ميرفت و يا در شارع عام نخ ميرشت يا با هر سنخي از مردان درد دل ميکرد يا صدايش آنقدر بلند بود که چون در خانهاش تکلم مينمود همسايگانش ميتوانستند سخنان او را بشنوند ، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد " .عليهذا حجاب که در قوم يهود معمول بوده است از حجاب اسلام چنانکه بعدا شرح خواهيم داد بسي سخت تر و مشکلتر بوده است . در جلد اول " تاريخ تمدن " صفحه 552 راجع به ايرانيان قديم ميگويد : . " در زمان زردشت زنان منزلت عالي داشتند ، با کمال آزادي و با روي گشاده در ميان مردم آمد و شد ميکردند . . . " . آنگاه چنين ميگويد : " پس از داريوش مقام زن مخصوصا در طبقه ثروتمندان تنزل پيدا کرد . زنان فقير چون براي کار کردن ناچار از آمد و شد در ميان مردم بودند آزادي خود را حفظ کردند ولي در مورد زنان ديگر ، گوشهنشين زمان حيض که برايشان واجب بود رفته رفته امتداد پيدا کرد و سراسر زندگي اجتماعيشان را فرا گرفت ، و اين امر خود مبناي پردهپوشي در ميان مسلمانان به شمار ميرود . زنان طبقات بالا اجتماعي جرأت آن را نداشتند که جز در تخت روان روپوش دارد از خانه بيرون بيايند ، و هرگز به آنان اجازه داده نميشد که آشکارا با مردان آميزش کنند . زنان شوهردار حق نداشتند هيچ مرد را ولو پدر با برادرشان باشد ببينند . در نقشهائي که از ايران باستان بر جا مانده هيچ صورت زن ديده نميشود و نامي از ايشان به نظر نميرسد . . . " .(در اين مورد خود من مقداري مشکوکم زيرا درکتابي با نام از زبان داريوش به کتيبه هايي اشاره ميشود که از زنان و حقوق آنان صحبت شده از جمله مرخصي زايمان که براي زنان شاغل در آن زمان 6 ماه بوده است). چنانکه ملاحظه ميفرمائيد حجاب سخت و شديد در ايران باستان حکمفرما بوده ، حتي پدران و برادران نسبت به زن شوهردار نامحرم شمرده ميشدهاند . به عقيده ويل دورانت مقررات شديدي که طبق رسوم و آئين کهن مجوس درباره زن حائض اجرا ميشده که در اتاق محبوس بوده ، همه از او در مدت عادت زنانگي دوري ميجستهاند و از معاشرت با او پرهيز داشتهاند سبب اصل پيدا شدن حجاب در ايران باستان بوده است . در ميان يهوديان نيز چنين مقررات درباره زن حائض اجرا ميشده است . اما اينکه ميگويد : " و اين امر خود مبناي پرده پوشي در ميان مسلمانان به شمار ميرود " منظورش چيست ؟ . آيا مقصود اينست که علت رواج حجاب در ميان مسلمانان نيز مقررات خشني است که درباره زن حائض اجرا ميشود ؟ ! همه ميدانيم که در اسلام چنين مقررات هرگز وجود نداشته است و ندارد . زن حائض در اسلام فقط از برخي عبادات واجب نظير نماز و روزه معاف است ، و همخوابگي با او نيز در مدت عادت زنانگي جايز نيست ، ولي زن حائض از نظر معاشرت با ديگران هيچگونه ممنوعيتي ندارد که عملا مجبور به گوشهنشيني شود . و اگر مقصود اينست که حجاب رايج ميان مسلمانان عادت است که از ايرانيان پس از مسلمان شدنشان به ساير مسلمانان سرايت کرد ، باز هم سخني نادرست است . زيرا قبل از اينکه ايرانيان مسلمان شوند آيات مربوط به حجاب نازل شده است . از سخنان ديگر ويل دورانت هر دو مطلب فهميده ميشود يعني هم مدعي است که حجاب به وسيله ايرانيان پس از مسلمان شدنشان در ميان مسلمانان رواج يافت و هم مدعي است که ترک همخوابگي با زن حائض ، در حجاب زنان مسلمان و لااقل در گوشهگيري آنان مؤثر بوده است. |
|
|
|
|
|
تاريخ پرورش گل محمدي و توليد گلاب در قمصر
|
|
|
در تعيين محدوده مكاني و زماني ايجاد و توسعه اين كشت و گلاب گيري در ايران و درگذشته مي توان گفت : توليد و كاربرد اين محصول اززمان هاي دوروقبل ازاسلام ودراقصي نقاط كشوررواج داشته است؛ به نحوي كه " گل و گياهان گل دار، چه خوراكي و چه دارويي همواره بخش بزرگي از پزشكي بومي ايران بوده است . سنگ نگاره هاي ستبر تخت جمشيد ، نمادي گويا از فرهنگ نام آشناي مهرورزي و دوست داشتن گل و گياه بر سينه دارد."
در اين باره كتاب جامع قانون درطب از شيخ الرئيس ابو علي سينا بازگو كننده نكات ارزنده اي است. اين كتاب كه حدود 1000 سال قبل نوشته شده است (370- 428 ه- ق ) در مجلدهاي مختلف آن مكررا جهت درمان امراض مختلف ، بر استعمال گل خشك يا گلاب و حتي ديگر عرقيات تأكيد شده است. طبق نظرعموم متخصصان، قمصرخاستگاه ديرين گل و گلاب است. درباره سابقه تاريخي اين محصول درقمصر – بعلت محيط ناآرام آن – سابقه اي طولاني در دست نيست، اما براساس يك ديدگا ه " درعصرملك شاه سلجوقي كه مسجد ميان ده قمصر ساخته مي شد – و ا زمحراب گچبري آن هنوزبخش عمده اي پابرجاست – نماينده يكي از اتابكان روم شرقي از دامنه هاي كوه اسبي قمصر مقداري گل سرخ خودرو با خود به شهر دمشق كه آن روزها " داماسكوس" خوانده مي شد، مي برد ود رآن جا پرورش داده مي شود." دليل اين ادعا درحال حاضر، اطلاق نام " داماسك رز" يا " رزاداماسنا" در فرهنگ لاتين و درزبان كشورهاي انگليسي زبان به گل سرخ ايران مي باشد.
نكته قابل توجه دراين زمينه تأمل درشيوه گلاب گيري قمصراست ؛ زيرا اگرچه تقطيرو توليد عرقيات درايران قدمتي بس طولاني دارد، فلسفه به كارگيري دستگاه هاي سنتي گلاب گيري قمصربيانگر پويشي جديد دراين صنعت، توليد محصول درحجم زياد و با هدف تجاري است؛ درحالي كه قبل ازآن با دستگا ه هاي تقطير، تنها مقداري محدود براي درمان توليد مي شده است.
از ديگر اسناد موجود درباره گل وگلاب گيري درقمصروجود " سفرنامه شاردن " سياح فرانسوي، است كه دردوران صفويه نگاشته شده است. وي درجلد سوم سفرنامه اش هنگام عبور از كاشان به معجزه عرق بيدمشك اشاره مي كند ودرادامه سفرخويش به طرف اصفهان از راه قهرود، بعد از عبور از سد شاه عباسي (شيخ بهايي ) آورده است " دراوايل خردادماه بود و گل ها هنوزنشكفته بودند." اين به همان گل هاي محمدي منطقه كه دراوايل خرداد ماه مي شكفند،اشاره دارد.
وي درجلد چهارم سفرنامه اش ذيل بخش نوشيدني ها، عنوان قابل توجهي به نام " يك رقم شگفت انگيز از صادرات "آورده سپس به طورمفصل به عرقيات مختلف ونحوه توليد وكاربرد آن اشاره مي كند،هم چنين ا زخواص گل و صنعت گلاب گيري درايران آن روزبحث كرده، شرح مبسوطي از فرايند شهد وخواص گلاب دارد: نكته مهم اين است كه وي مي نويسد " از اين شربت مطبوع به سرتاسر مشرق زمين صادر مي شود و كشتي هايي كه كاملا انباشته از آن است به صوب هندوستان عزيمت مي كنند."
اين همه بيانگر رونق فوق العاده اين صنعت دردوران گذشته نسبت به وضعيت كنوني است واين كه چقدر اين صنعت درمنطقه وكشور رواج داشته، كه باتوجه به وضعيت حمل ونقل وعدم دسترسي هاي آن دوران، در اين سطح وسيع، به عنوا ن يك كالاي عمده صادراتي درعرصه تجارت خارجي مطرح بوده است . ديگرمنبعي كه دراين باب به نكاتي اشاره دارد، فرهنگ دهخدا است. اين مطلب درسالهاي 1337-1338ه – ش نگارش شده است واشاره دارد: " محصول عمده قصبه قمصر ، گل محمدي ، سيب زميني ، انواع ميوه هاي سردسيري ، ومختصر باغات است. درفصل بهار و موسم برداشت گل ، عطرگل هاي قصبه ازچند كيلومتري به مشام مي رسد؛ در آن موقع حدود هفتاد كارگاه گلاب وعطرگيري دايرمي گردد و مصرف روزانه هركارگاه تقريبا 500 كيلوگل است [ احتمالا مجموعه چند دستگاه گلاب گيري يك كارگاه فرض شده است] وگلاب وعطر آن درتمام نقاط كشور به خوبي معروف است.
درهر صورت صنعت گلاب گيري درتمام دوره هاي زماني گذشته رواج داشته ، به شكل وسيع توليد مي شده ،حتي صنايع جنبي آن نظير مسگري ، شيشه سازي و وسايل بسته بندي آن نيز ذر كنارش رواج داشته است. ا زنظرگاه توليد وفروش محصول نيزبيش تربه خارج از منطقه صادر مي شده است و بدين علت برخلاف اغلب صنايع دستي درطول تاريخ وبه خصوص در دوران معاصر توانسته است كه جايگاه خود را درعرصه بازار مصرف حفظ كرده ، روز به روز بركميت و كيفيت خود بيفزايد ، به گونه اي كه ، در اين زمينه انواع عرقيات گياهي و دارويي نيز بدان اضافه گريده است.
از ديگر تبعات اين تحولات ، نفوذ و گسترش اين صنعت به روستاهاي پيرامون قمصر وحتي به ديگر استان هاي كشور در دهه ها ي اخير است؛ به نحوي كه طبق نظراهالي و روستاهاي بخش قمصر، از سال 1310 به بعد، گل محمدي براي كشت ، به اين روستاها راه يافت و از سال 1336 به بعد برخي گلاب گيران حرفه اي قمصربه علت قيمت نازل گل اين روستاها ، دستگاه ها ي خود را درآنجا دايرنمودند. البته پس ازچندي با مشخص شدن كيفيت پائين محصول گل اين روستاها دراثراين عمل و عوامل ديگر گلاب گيري سنتي به سبك قمصر فراگرفته شد و رواج يافت وتاكنون گسترش يافته است.
علت اين همه تأكيد برگلاب قمصر ، مرغوبيت فوق العاده گل توليدي قمصر بوده ،و اين به سبب شرايط طبيعي ويژه قمصر است. همان طور كه در ادامه ، به تفصيل بدان پرداخته خواهد شد، چه درگذشته وچه درامروز ، بهترين وعالي ترين محصول گل وگلاب و طلاي معطر –با عيار بسيار بالا كه دقيقا با استانداردهاي آن مطابق مي باشد- محصول آب و خاك و اقليم اين سامان است . دركنار اين عامل اساسي ،روش سنتي گلاب گيري قمصر را بايد حاصل هنر ، ذوق ،سليقه ، پشتكار و ابتكارمردم آن دانست؛ مردمي كه با الها م از فرهنگ اراده وسابقه درخشان نظام اجتماعي خويش ، آن را پرورانيده و توسعه داده اند . از اين روبايد براي تجارب ارزش مندي كه طي ساليان دراز در اين مسير كسب كرده اند، ارزش گذاري نمود. ![]()
![]()
![]()